*آفتــــــآب مهربـــــونی*

*^مــــرا در خانه سروی هست،کاندر ســــآیه ی قدش ..فراغ از سرو بستــــآنی وشمشـــــآد چمن دارم...^*

داستان...

اگــــر روزی داستـــآنم را نقــــل کردی بگو:

بی کس بود اماکسی رو بی کس نکــرد..

تنها بود امــآکسی رو تنها نذاشت...

دل شکستــه بود امــآ دل کسی رو نشکست...

کوه غــم بود ولی کســی رو غمگیـــن نکرد وشاید..

شاید بد بود ولی برای کسی بد نخواست....

[ جمعه ۱٢ مهر ۱۳٩٢ ] [ ٦:٤٦ ‎ب.ظ ] [ نیلوفر ] [ نظرات () ]

آخرين مطالب
» عکس...
» بازگشته ام....
» عیدتون پیشاپیش مبارک
» عیـــــد اومدهـــــــ
» داستـــــــــــــــان
» عاشقانه
» رفت.....
» سلاااااااااااام
» یکشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩۳
» خداحافظ مرد مهربان والیبال ایران...

Design By : RoozGozar.com