*آفتــــــآب مهربـــــونی*

*^مــــرا در خانه سروی هست،کاندر ســــآیه ی قدش ..فراغ از سرو بستــــآنی وشمشـــــآد چمن دارم...^*

پسر بچه ای وارد بستنیفروشی شد و پشت میزی نشست. پیشخدمت یک لیوان آب برایش آورد. پسر بچه پرسید: (( یک بستنی میوه ایچند است؟ )) پیشخدمت پاسخ داد : (( 50 سنت )) . پسربچه دستش را در جیبش برد و شروع به شمردن کرد . بعد پرسید : (( یک بستنی ساده چند است ؟((در همین حال ، تعدادی ازمشتریان در انتظار میز خالی بودند و پیشخدمتبا عصبانیت پاسخ داد: 35 سنت

پسر دوباره سکه هایش راشمرد و گفت : لطفأ یک بستنی ساده

پیشخدمت بستنی را آورد وبه دنبال کار خود رفت.

پسرک نیز پس از خوردنبستنی پول را به صندوق پرداخت و رفت

وقتی پیشخدمت بازگشت ازآنچه دید شوکه شد. آنجا در کنار ظرف خالیبستنی، 2 سکه 5 سنتی و 5 سکه 1 سنتی گذاشته شدهبود. برای انعام پیشخدمت....خیال باطل

نوشته شده در چهارشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٢ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ توسط *نیـــــــلوفر* نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٢ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ توسط *نیـــــــلوفر* نظرات ()

می گویند:دلتنگت نباشم!!!

خدای من....انگار به آب می گویند:

خیـــس نبـــآش....!!!!

تو که نبـــآشی...بهشت هم برود به جهنــــــم

نوشته شده در شنبه ٩ آذر ۱۳٩٢ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ توسط *نیـــــــلوفر* نظرات ()

اینکه یواشـــکی دلتنـــــگش باشی

خیلی بهتر از اینه که بهش بگی

و هیچ جوابـــی نگیری...!

من خوشبختم همین که تو

گوشه ای از این جهان

راه می روی

می ایستی

... می نشینی

نفس می کشی

و گاهی ....

فقط گاهی.

 به من فکر می کنی ...

 

نوشته شده در پنجشنبه ٧ آذر ۱۳٩٢ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ توسط *نیـــــــلوفر* نظرات ()


آخرين مطالب
» عکس...
» بازگشته ام....
» عیدتون پیشاپیش مبارک
» طنـــــــز!!!
» عیـــــد اومدهـــــــ
» داستـــــــــــــــان
» سلام علیکم
» عاشقانه
» رفت.....
» سلاااااااااااام

Design By : RoozGozar.com